محمد تقي جعفري

222

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

گاهى سؤال به انگيزگى اهانت و وارد كردن زجر بر روح مخاطب صورت مىگيرد ، نه براى خودنمائى محض . در اين هنگام است كه سؤال كننده با چهرهء ضدّ انسانى و با شمشير برّان الفاظ سؤال ، روح مخاطب را مجروح مىكند و با شماتتهائى كه به جهت ناتوانى مخاطب ابراز مىكند ، بجراحتهاى روحى مخاطب نمك مىپاشد . بايد اين نابخردان تبهكار منتظر جراحتهاى روحى از باب مكافات باشند كه دير يا زود سراغ ارواح آنها را خواهد گرفت . باضافهء اين كه چون اين گونه اشخاص علم را وسيلهء آزار و شكنجهء مردم قرار مىدهند ، خداوند متعال نور علم را از درون آنان سلب نموده است . * ( مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا ) * ( 1 ) . ( و آنها را در تاريكيهائى رها مىكند كه بينائى را از دست مىدهند . ) امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ كسى كه از آن حضرت در بارهء مشكلى سؤال كرده بود ، چنين فرمود : سل تفقّها و لا تسئل تعنّتا فإنّ الجاهل المتعلَّم شبيه بالعالم و إنّ العالم المتعسّف شبيه بالجاهل المتعنّت . ( 2 ) ( بپرس براى فهميدن و مپرس براى آزار دادن و وارد كردن مسئول در مشقّت و ناراحتى ، زيرا جاهلى كه در جريان تعلَّم و آموزش است ، شبيه به عالم است و عالمى كه كج انديش است شبيه به جاهل موذى است . ) در آغاز اين مبحث گفتيم كه معناى واقعى سؤال اينست كه سؤال كننده مىگويد : من در حركت بسوى معرفت ، با مجهول و تاريكى روبرو شده‌ام و مشتاق حلّ آن مجهول و بر طرف شدن تاريكى هستم . و چون افراد انسانى [ جز انبياى عظام و ائمّهء معصومين و آن دسته از اولياء اللَّه كه بوسيلهء معرفت و تهذّب نفس از نور عالى معرفت برخوردار شده‌اند ] تدريجا بمقام علم مىرسند و مجهولات آنان بطور تدريجى بوسيلهء مشاهدات و تجارب و تحقيق و تعقّل بر طرف مىگردد ، لذا عبور از پلها و گردنه هاى

--> ( 1 ) البقرة آيهء 17 . ( 2 ) كلمات قصار در حكم شمارهء 320 .